X
تبلیغات
Yanni



























Yanni

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

نوشته شده در سه شنبه 1389/08/18ساعت 18:25 توسط mari|


زندگی نامه سامول یروینیان - Samvel Yervinyan biography

نام:

فارسی: سامول - ساموئل                          انگلیسی: Samvel

نام خانوادگی:

فارسی: یروینیان                        انگلیسی: Yervinyan

متولد: 5 بهمن 1345 (25 ژانویه 1966) در شهر ایروان ارمنستان

نژاد: ارمنی

ساز: ویالون

سامول در سال 1966 در شهر ایروان (Yerevan) در جمهوری ارمنستان چشم به جهان گشود. او از همان دوران کودکی علاقه ی بسار زیادی به نواختن ساز و ایجاد صدا های متفاوت با ساز های متفاوت بود. با این که توانایی خواندن نت را نداشت اما به طور تجربی می توانست ساز بزند. در سن 7 سالگی پدر وی که علاقه ی شدید او را در زمینه ی موسیقی می دید ، تصمیم گرفت که او را نزد استاد آرمن میناسین برای فراگیری رسمی موسیقی بفرستد. سامول با وجود سن کمش خیلی زود توانست نظر استاد آرمن را به خود جلب کند. او در دوران ابتدایی در اکثر مسابقات شرکت می کرد و در بیشتر آن ها رتبه اول و در تعداد کمی رتبه ی دوم را به دست می آورد. با این که استاد آرمن به او چندین ساز مختلف را می آموخت ولی سامول ساز اصلی خود را ویالون انتخاب کرد.




او بدون گذراندن تحصیلات دبیرستان وارد دانشکده ی هنر ارمنستان شد و در آنجا نیز توانست موفقیت های بسیاز زیادی را کسب کند به طوری که با وجود کم بودن سنش نسبت به دیگران ، سایر دانشجویان وی را "استاد" صدا می زدند. او در سال 1980 (یعنی در سن 14 سالگی) توانست از آنجا فارغ التحصیل شود. او با این که مدرک معتبری از آن دانشگاه گرفته بود ، نتوانست فراگیری موسیقی را کنار بگذارد. برای همین به کنسرواتوار چایکوسکی رفت و نزد استاد ادوارد دایان فراگیری موسیقی را ادامه داد. فعالیت ها و پشتکار او استاد ادوارد را شگفت زده کرده بود به طوری که از وی نقل شده: سامول به زودی چهره ی شماره یک ویالون خواهد شد.




او توانست در سال 1993 مدرک دکترای خود را در رشته ی آهنگسازی و نوازندگی ویالون از کنسرواتوار موسیقی کمیتاس بگیرد. سامول علاقه زیادی به سبک ویالون ایرانی داشت و یک بار هم به ایران سفر کرد.  آلبوم های وی فروش بسیار خوبی در مقایسه با سایر نوازندگان داشت و به همین دلیل اسم او از مرز های کشور ارمنستان فراتر رفت. در سال 2002 - 2003 یانی برای Ethnicity از وی دعوت کرد و از آن زمان تا کنون هنوز با یانی مشغول همکاری است. به گفته یانی: سامول تنها نوازنده ایست که می تواند بدون این که من به او چیزی بگویم ، آهنگی را بنوازد که من در آن زمان از او می خواهم.






نوشته شده در دوشنبه 1389/06/22ساعت 15:19 توسط mari|

یانی کریسومالیس در 14 نوامبر سال 1954 (23 آبان 1333) در شهر کاتالامای یونان به دنیا آمد . و دوران کودکی و نوجوانی اش را در شهر زیبا و کوهستانی کاتالاما گذراند.

در سن 14 سالگی به رشته شنا علاقه مند شد و توانست رکوردی ملی در رشته شنا برای کشورش یونان بجا گذارد و تلاش گسترده ای برای رسیدن به رقابت های المپیک نمود.

بقیه در ادامه مطلب


در سال 1972 میلادی(1351شمسی ) به آمریکا برای تحصیل در رشته مورد علاقه اش روانشناسی در مشهور ترین دانشگاه روانشناسی دنیا یعنی مینوستا رفت.

پس از فارق التحصیل شدن از دانشگاه در یک گروه محلی راک در مینوستا به نام کاملئون (chameleon) بعنوان نوازنده کیبورد آغاز به کار کرد.پس از آن کسی نمیداند چه اتفاقی برای یانی افتاد اما او اکنون صاحب استدیوی شخصی است و بیش از 25 میلیون از البوم های وی در دنیا به فروش رفته است.او تبدیل شد به موسیقی دانی مستقل با عقاید و تفکری منحصر به فرد و به شهرت و محبوبیتی جهانی دست یافتو این در حالی بود که یانی حتی قادر به خواندن و نوشتن ساده ترین نوت های موسیقی نیز نمیباشد ولی با تبحری خواص ساخته های خود را با روش مخصوص خود و رسم الخط ابدائی خود مینگارد.(ببینید اینو من از یه جای موثق میگم ولی حالا فردا راه نیوفتید بگید این دری وریا چیه؟ چرا شایعه پراکنی میکنی؟همه میدونن یانی ماله مشهده یا چه میدونم قزوینه یا اینکه منو یانی خودمون با هم نت یاد گرفتیم چه طوری نوت بلد نیست فلان فلان شده و...  که من حوصله ندارما)

 

 

یانی قطعاتی کامل و زیبا دارد که ماملا ساخته خود اوست و در سبکی انحصاری اجرا شده است.اکثر آلبوم های یانی توسط شرکت های Virgin Records و یا EMI تولید و تهیه و توزیع میشوند.

یانی موسیقی های بیشماری برای برنامه های تلویزیونی و سینمایی ساخته و همچنین قطعات تبلیغاتی متعددی برای شرکت های تجاری-بازرگانی گوناگون خلق نموده است.او اوقاتش را بیشتر در لوس آنجلس و سیاتل آمریکا میگذراند و اکنون یک شهروند آمریکایی به شمار میرود. او مدت ها با خانم هنر مندی به نام لیندا ایوانز همکاری صمیمی داشت و در اوایل سال 1998 این ارتباط را پایان یافته اعلام کرد.این ارتباط ظاهرا یک همکاری دوستانه بوده است!!(آره جونه عمش)

 

 

یانی از اوایل سال 1998 تا ماه آوریل 1999 هیچگونه فعالیت تولیدی کنسرت و توری را برگزار نکرد و به استراحت پرداخت.

و در سال 2000 یکی از بی نظیر ترین آلبوم های خودش را ارائه داد،در سبکی متفاوت از آلبوم های گذشته اش... جالب اینست که تمام تنظیمات و تبدیلات موسیقی این آلبو شخصا و فقط توسط خود یانی در استدیوی شخصی خودش انجام شد!!

یانی در هنگامی که برای ساخت آهنگ تمرکز میکند به تلفن ها پاسخ نمیدهد و در آرامش کامل و سکوت مطلق برای آماده کردن ذهن خود به سر میبرد و هیچکس را به ملاقات نمیپذیرد.

 

 

یانی تا به حال موسیقی به سبک کلیسایی – مذهبی ارائه نکرده است چراکه همواره اعتقاد به خلق کارهایی جدید با تکیه بر اندیشه های نو و جدید خود دارد.

در قطعات Niki Nana و Aria موسیقی بر مبنای یک اپرای فرانسوی قدیمی متعلق به قرن 19 میلادی به نام Lakameساخته Leo Delibes میباشد و اشعاری که در این قطعات خوانده میشود اکثرا اصوات آهنگین بوده و فاقد معنای خاص میباشند و بر خلاف تصور موجود به زبان فرانسوی نمیباشند به جز قسمت های معدود که به زبان انگلیسی هستند و در اشعار آلبوم ستایش ذکر شده اند.


یانی آهنگی تبلیغاتی را با همکاری مالکوم مکلارن ساخته است که سابقا با گروه Pistols همکاری میکرده است

این آهنگ تغییر یافته ی یک اپرا است که با افزودن یک ترانه تکمیل شده است و ای آهنگ که جرات آرزو یا Dare to dream  نام دارد برای شرکت هواپیمایی بریتیش ایرلاینز ساخته شده است.

یانی تمایلات مذهبی ندارد و مخالف کلیسای سنتی است او معمولا خیلی به ندرت موسیقی گوش میدهد و به گفته خود او موسیقی را صرفا از ایستگاه های رادیویی گوش میدهد.

 

 

خواننده مورد علاقه ی او Peter Gabriel  میباشد و معتقد است که در سال های اخیر به جز موسیقی محمد رسول الله ،عیسی مسیح،دکتر ژیواگو،ایندرا گاندی و چند قطعه محدود دیگر قطعه جالب توجهی نشنیده است

مادر و پدر یانی هردو اهل یونان هستند.

مادر وی فلیستا و نام پدرش سوتیری میباشد یانی قطعه هایی را به نام مادرش ساخته است و علاقه خاصی به کشور خود و مکان های قدیمی دارد.


سالها پیش یانی با جازیست خود چارلی آدامز آشنا شد و اولین کار خود را با نام بیرون از سکوت یا out of silence  در سال 1987 (1366 شمسی) به بازار عرضه کرد

یانی سالها پیش با شهداد روحانی همکاری تنگاتنگی داشت و از تجربیات او استفاده فراوان برد و با همکاری شهداد و با استفاده از دانش و تجربه او یکی از زبیا ترین کنسرت هایش را در شهر آکروپلیس یونان و با رهبری شهداد روحانی اجرا نمود.(شهداد روحانی از موسیقی دانان بزرگ کشورمان ایران است و حضور وی در عرصه موسیقی جهان افتخاری است برای ایران)


یانی در سال 2003 آلبومی متفاوت و پر تنوع به نام ethnicity  روانه بازار کرد و احاطه و قدرت خودش را در انواع مختلف موسیقی به دنیا ثابت کرد.

در این آلبوم یانی با استفاده از خواننده های جدید و البته زیاد، نسبت به کارهای قبلی اش نوعی تفاوت آشکار از لحاظ موسیقی با شعر در آهنگ هایش ایجاد کرده و به سبک جدید و منحصر به فرد walk show  روی آورده است.

به عقیده کارشناسان و علاقه مندان موسیقی  یانی در سال های اخیر نسبت به دهه نود افت داشته.

هرچند این افت نا محسوس است ولی تاثیر زیادی بر روی یکه تازی یانی در عرصه موسیقی new age  داشته است

البته خود یانی نام گذاری سبک new age  را بر روی آثار خود از بدشانسی اش میداند و نام  Contemporary Instrumental Music  (موسیقی هم عصر) را بیشتر میپسندد

نوشته شده در دوشنبه 1389/06/15ساعت 0:29 توسط mari|


moryabdi's Avatar


 

 

 

 

 

 

 


یانی , yaniclub


 

 



این عکس مال کنسرت سال 2009یانی در مکزیکه


نوشته شده در دوشنبه 1389/06/15ساعت 0:28 توسط mari|

زندگی نامه یانی

------------------------------------------------- 

 

نام : يانی
 

نام خانوادگی : کریسومالیس

تاريخ تولد :۱۴ نوامبر ۱۹۵۴ (۲۳ آبان ۱۳۳۳)

محل تولد : کالاماتای يونان

رشته : روانشناسی

-------------------------------------------------------------------

يانی دوران کودکی و نوجوانی خود را در کالاماتا که شهری کوهستانی و زيبا بود گذراند.  

در سن ۱۴ سالگی به رشته شناعلاقه مند شد و توانست يک رکورد ملی برای کشورش بجا بگذارد.

در سن ۱۸ سالگی برای تحصيل بهتر (روانشناسی) به آمريکا رفت و به بهترين دانشگاه روانشناسی جهان رفت.

بعد از اينکه يانی فارغ التحصيل شد به يک گروه محلی راک پيوست و کارش را با سينتی سايزر يا کيبورد آغاز کرد و چون علاقه داشت در اين زمينه به موفقيت دست یافت و به شهرت جهانی رسيد .

او تبديل شد به آهنگسازی مستقل با تفکراتی منحصر به فرد و اين در حالی است که يانی توانايی نوشتن و حتی خواندن نت را ندارد و او با روشهای ابدايی خود آهنگها را می سازد.(به نظر من آهنگهای يانی سبکی است بين راک و کلاسيک و يا هر دوی آنها).

يانی غير از آلبوم های خود آهنگهای زيادی برای برنامه های تلويزيونی و سينمايی و شرکت های تجارتی ساخته است.

او مدتها با خانم هنرمندی بنام (Linda Evans) همکاری صميمی داشت و در سال ۱۹۹۸ اين ارتباط را پايان يافته اعلام کرد.او در کنسرت های يانی نقش موثری داشت.

يانی پس از سال ۱۹۹۷ و کنسرت هند و چين ديگر کنسرت و توری برگذار نکرد و به استراحت پرداخت و در سال ۲۰۰۰ آلبومی بنام (If I Could Tell You) را بوجود آورد و اين آلبوم با کارهای قبلی او فرق ميکرد چون تمام تنظيمات آن را خودش به انجام رساند.

يانی هنگامی که برای ساختن آهنگهای خود تمرکز ميکند به هيچ تلفنی جواب نميدهد و در آرامش کامل وسکوت مطلق ذهن خود را آماده ميکند.

يانی خيلی بندرت موسيقی گوش ميدهد و به گفته خود او موسيقی را از راديو گوش ميکند.

يانی قطعاتی هم برای مادرش فيليتسا (Felitsa) ساخته است و علاقه زيادی به کشورش و مکانهای قديمی دارد.

یانی سالها پیش با شهرداد روحانی همکاری داشت و از تجربیات او استفاده فراوان برد و با همکاری شهرداد و با استفاده از دانش و تجربه او یکی از زیباترین کنسرتهایش را در شهر آکروپلیس یونان و با رهبری شهرداد روحانی اجرا نمود.(شهرداد روحانی از موسیقی دانان بزرگ کشورمان است و حضور وی در عرصه موسیقی جهان افتخاری برای ایران است).

یانی در سال ۲۰۰۳ آلبومی متفاوت و پر تنوع به نام Ethnicity روانه بازار کرد و احاطه و قدرت خودش را در انواع مختلف موسیقی به دنیا ثابت کرد.در این آلبوم یانی با استفاده از خواننده های جدید و البته زیاد نسبت به کارهای قبلی اش نوعی تفاوت آشکار از لحاظ موسیقی با شعر در آهنگهایش ایجاد کرده و به سبک جدید و منحصر به فرد Walk Show روی آورده است. تور دوساله ياني(۲۰۰۵ ـ ۲۰۰۳) در ماه فبريه ۲۰۰۵

 به پايان رسيد و دکترای افتخاري را از دانشگاه منيستوتا دريافت کرد. و درحال ساخت و تنظيم آلبوم جديدش است که در سال ۲۰۰۶ بيرون مي آيد.

   

-------------------------------------------------------------------

يک كنسرت موسيقي بسيار هيجان‌انگيز از ياني كه در پايان اجراي هر قطعه‌اش شما از لب‌خوني تماشاگرها عبارات Thank you و چشمانِ ذوق‌زده اونها رو مي‌بينين و متوجه نخواهين شُد كه وقت اين برنامه چطور تموم ميشه. اين دفعه ياني سال 2006 توي لاس‌وگاس هر چي حرفه‌اي بوده از دور دنيا جمع كرده و باهاشون كنسرت داده. اما براي ما شرقي‌هاي چيزي كه توي اين كنسرت جلب توجه خواهد كرد يكي ملودي‌هاي كاملاً خاورميانه‌ايه كه توسط يه تكنواز ويولونِ ارمني Samvel Yervinyan نواخته ميشه و كاملاً شُما رو متعجب مي‌كنه چون گاهي موتيوهاي بيژن‌مرتضوي ، گاهي ياحقي و گاهي هم قطعاتِ آذربايجاني رو از اون برداشت مي‌كنين. طبق معمول Pedro Eustache هم ياني رو با ساز ارمني دودوك (كه صداش شبيه ساز دوزله ماست) و ساكسيفون و سازهاي بادي ديگه همراهي مي‌كنه.

يه دختر خيلي ژاپني به اسم Sayaka Katsuki هست كه تكنوازي ويولون انجام ميده و همه رو متعجب مي‌كنه. Victor Espinola از پاراگوئه با هارپ (همون چنگ) يه كاري مي‌كنه كه خيال مي‌كنين يه كامپيوتر يا رُبوت داره چنگ ميزنه. گيتار باس Hussain Jiffry از سريلانكا و يه خوره كيبورد يا اُرگ از تايوان به اسم Ming Freeman. و باز از اون كارهاي مهيج در عرصه نوازندگي پركاشن و سازهاي كوبه‌اي يك نوازنده پورتوريكويي به اسم Walter Rodriguez كه با كفشهاش و دو تا دسته‌بيل روي يه تخته چوب به سبك اسپانيايي‌ها مي‌نوازه! يه سنتور پيشرفته كه بهش ميگن Dulcimer رو هم يه آمريكايي به نام Dan Landrum مي‌نوازه. و خلاصه كه با پشت‌صحنه و تمريناتشون مي‌تونين توي اين پكيج حال كنين حسابي. آهان Charlie Adams اون نوازنده درام هم كه هيكلش گــُنده‌است و توي همه كنسرت‌هاي ياني ديده ميشه اومده. دو تا خواننده بسيار خوش‌صداي زن هم هستن كه واقعاً سورپرايزن..
 


 

کسي نميداند چه اتـفاقي بري ياني افتاد اما او اکنون صاحب استديوي شخصي است و بيش از 25 ميليون از آلبوم هي وي در دنيا بفروش رفته است.  ياني قطعاتي کامل و زيبا دارد که کاملا ساخته خود اوست و در سبکي انحصاري اجرا شده است.

 

 

 

اکثر آلبوم هي ياني توسط شرکتهي virigin records  ويا EMI توليد تهيه وتوزيع ميشوند. ياني موسيقي هاي بيشماري بري برنامه هاي تلويزيوني و سينمايي ساخته و همچنين قطعات تبليغاتي متعددي بري شرکتهاي تجارتي – بازرگاني گوناگون خلق نموده است. او اوقاتش را بيشتر در لوس آنجلس و سياتل آمريکا مي گذراند و اکنون يک شهروند آمريکايي بشمار مي رود. 

ياني از اويل سال 1998 تا ماه آوريل 1999 هيچگونه فعاليت توليدي کنسرت و توري را برگذار نکرد و به استراحت پرداخت. و در سال 2000  يکي از بي نظير ترين آلبوم هاي خودش را ارائه داد در سبکي متفاوت از آلبوم هاي گذشته اش... جالب اينست که تمام تنظيمات و تبديلات موسيقي اين آلبوم شخصاً و فقط توسط خود ياني در استديو شخصي خودش انجام شد !

 

 

 ياني تا بحال موسيقي به سبک کليسيي – مذهبي ارائه نکرده است چرا که همواره اعتقاد به خلق کارهايي جديد با تکيه به انديشه هاي نو و جديد خود دارد. در قطعات Niki Nana و Aria موسيقي بر مبني يک اپري فرانسوي قديمي متعلق به قرن نوزدهم ميلادي بنام Lakme  ساخته  Leo Delibes  مي باشد و اشعاري که در ين قطعات خوانده مي شود اکثراً اصوات آهنگين بوده و فاقد معني خاص ميباشند و بر خلاف تصور موجود به زبان فرانسوي نمي باشند بجز قسمتهيي محدود که بزبان انگليسي هستند و در اشعار آلبوم اصلی اش ذکر شده اند. ياني آهنگي تبليغاتي را با همکاري مالکوم مکلارن ساخته است که سابقاً با گروه  Pistols  همکاري مي کرده است. اين آهنگ تغيير يافته يک اپرا است که با افزودن يک ترانه تکميل شده است و اين آهنگ که جرات آرزو يا  Dare to Dream  نام دارد براي شرکت هواپيمايي بريتيش يرلينز ساخته شده است. ياني تمايلات مذهبي ندارد و مخالف کليسي سنتي است او معمولا خيلي بندرت موسيقي گوش ميدهد. خواننده مورد علاقه او Peter Gabriel  مي باشد و معتقد است که در سالهي اخير بجز موسيقي محمد رسول الله و... عيسي مسيح ... دکتر ژيواگو ... يندرا گاندي و چند قطعه محدود ديگر ... قطعه جالب توجهي نشنيده است. مادر و پدر ياني هر دو اهل يونان هستند... مادر وي فليستا Felista و نام پدرش سوتيري  Sotiri  ميباشد . ياني قطعه هايي را بنام مادرش ساخته است و علاقه خاصي به کشور خود و مکانهي قديمي دارد.

 

 

سالها پيش ياني با جازيست خود چارلي آدامز Charlie Adams  آشنا شد و اولين کار خود را بنام بيرون از سکوت يا Out Of Silence در سال 1987 (1366 شمسي ) يه بازار عرضه کرد. 

 به عقيده کارشناسان موسيقي و طرفداران موسيقي ... ياني در سالهاي اخير نسبت به دهه نود افت داشته هر چند ين افت نامحسوس است ولي تاثير زيادي بر روي يکه تازي ياني در عرصه موسيقي  New Age داشته است.

البته خود ياني نام گذاري سبک New Age را بر روي آثار او از بد شانسي اش ميداند و او نام Contemporary Instrumental Music (موسيقي هم عصر)

را بيشتر ميپسندد!!

 

 

 ---------------------------------------------------------------------------

 

 بخش مصاحبه:

-----------------

 

 

ادامه مصاحبه يانی...(قسمت سوم)

قسمت سوم مصاحبه يانی:

 

 

مردی شگفت انگیز در موسیقی . که قبلا در یونان بوده...

الآن یک آمریکایی هستی ؟ تبعه آمریکا هستی ؟ 

بله

چطوری اسم براشون(آهنگها) انتخاب میکنی ؟

خوب .. یکیش اینه که ...

منظورم اینه که این اسمها Begin the Beguine یا Night and Day نیست .

درسته . این موسیقی اینسترومنتال هست (نوعی موسیقی که فقط از ساز استفاده میشه و درونش شعر یا متن برای خوندن نداره) . و زیبایی اون هم اینه که یک زبان فوق العاده هست . اون منطق رو قبول نمی کنه . یک عکس العمل حسی رو درون تو ایجاد میکنه . و من اون احساس روتو قطعاتم بسط و شرح میدم بدون تشریفات. بنابراین اونها به نظر تعریف نشده میان . که برای انسان ساده تر اینه که احساسات رو بفهمه و به زندگیش القا کنه و ....

بنا براین تو مسایل رو مثل ...

 

من باید یه کم بیشتر دقیق باشم و هدفم رو روی یک مسیر خاص بگذارم. نمی خواهم که یک قطعه رو خیلی بپیچونم (نه اون پیچوندن البته) . و این یکی از دلایلی که من از شعر (برای موسیقی) دوری میکنم .دوست ندارم بگم که این در باره ی اینه یا در باره ی شب گذشته هست و مثلا ساعت 12 بوده .

و اون همون کاریه که تمام سازندگان بزرگ انجام میدند ، درسته ؟

کاملا 

و تو اشعار خودتو روی هرچیزی که میشنوی قرار میدی ...

کاملا

احساسات شخصی خودت رو ...

موسیقی اینسترومنتال برای من قوی ترین و مستقیم ترین زبان هست . اون میتونه احساسات عاطفی رو به خوبی بیان کنه .

چرا مردم رو خشمناک میکنی !!؟(اين کينگ هم اصلا بلد نيست سوال بپرسه!!) میدونی که تو خیلی سرشناس هستی . آیا به این دلیل نیست که چیزی یا عنصری در دنیای موسیقی برای تو دردناک هست ؟

تو فکر میکنی خشمناک هستند ؟  

خوب .. منظورم از خشمناک این بود که ... میدونی اونا (موسیقی هایت) رو به چیز کوچیک نسبت میدن یا چیزی مثل "موسيقی رويايی و خيال انگيز؛ و کسی که اين انتقاد رو کرده جانی تش با موهای بلند هست!" آیا اون تورو رنج میده ؟(م:جانی تش مجری راديو هست ودر بی بی سی کار ميکنه و يک منتقد حرافه!)

در حقیقت من اجازه نمی دم که انتقادات تند و تیز ناراحتم کنن . و هیچ وقت تحریک نشدم ، حتی از طرف طرفدارانم . من موسیقی خودم رو مینویسم...

برای خودت ؟

بله . من موسیقی ام رو مینویسم چون به اون وابسته ام . فعالیت خلق کردن ، برای من فعالیت بسیار قدرتمندی هست . و اگه طرفدارانم از اون موسیقی من خوششون بیاد معنیش این نیست که تصمیم بگیرم همون رویه رو ادامه بدم و اگه اونو دوست نداشته باشن هم دلیل نمیشه که دیگه اونو ادامه ندهم .

شما یک بچه رو درست میکنید ( منظورش یه قطعه ی موسیقی بوده که اونو به بچه تشبیه کرده) . و اونو در زمان درست میکنید . شما تنها داور و قاضی هستید . تو تصمیم میگیری که چقدر بلند چه اندازه لطیف چه قدر شیرین چه قدر تلخ و هرچیز دیگه ی باشه . تو تمام تصمیمات رو خودت میگیری . و زمانی که تمام شد و اونو به دنیا عرضه کردی ، اونوقت دیگه کنترلی روش نداری . مردم باهاش چه برخوردی دارند ، باهاش چیکار میکنن ،چی راجع بهش فکر میکنن . و من آزادی از اینکه مردم چطوری فکر خواهند کرد رو می خواهم . من روی اون کار میکنم تا زمانی که هنوز بچه هست .

این روش مفید بوده و جواب داده ؟

بله کاملا .

پس تو انتقادات رو نمی خونی ؟

بعضی هاشونو . من نمی تونم تمام چیز هایی که راجع به من نوشته میشه رو بخونم میدونید که... و البته من چیزهای واقعا خوبی هم شنیدم .

آیا تو عبارتnew age رو میپسندی یا نه ؟ اون خیلی چیز ها رو میرسونه...

بله . معانی زیادی رو همراه با خودش داره .ولی یک اصطلاح موسیقی نیست . اون یه انتخاب ناشی از بیچارگی است .یه انتخاب واقعا ار روی ناچاری برای انتصاب به موسیقی .

مایلی موسیقی یانی رو چی نامگذاری کنی ؟

اگه مجبور باشم براش یه اسم انتخاب کنم ، مایلم عنوان موسیقی اینسترومنتال معاصر(یا هم عصرcontemporary instrumental music) رو انتخاب کنم . برای اینکه راه بسیار عریضیه . منظورم اینه که به من این امکان رو میده که تجربه کنم و حرکت کنم . 

مردم چطوری به موسیقی تو گوش میدن ؟ به عبارتی منظورم این بود که وقتی سی دی هارو میفروشی ؛ مردم تو ماشین بهش گوش میدن ، یا مایلن تو خونه بهش گوش بدن ، یا تو بالکن خونشون ، روی قایق ؟ اون یه نوع موسیقی مناسب برای اتوبوس نیست ...

تمامش . دقیقا تمامش . از خوندن نامه گرفته تا ... . ازش برای تمام فرصت ها استفاده میکنن . البته من آلبوم های زیادی رو منتشر کردم بنا براین احساسات مختلفی هم در هر آلبوم هست . پس فکر میکنم هر آلبومی برای هر فرصت خاصی بدرد بخور باشه . اما از همه بدتر اینه که اونها برای من مینویسن که برای اونها در زندگیشون موسیقی من چه نقشی داره .اونها برای جشن تولد فرزندشون یا برای ازدواج گوش میدن ...

یعنی منظورت اینه که وقتی کسی متولد میشه اونا موسيقی تورو گوش میدن ؟

بله . و همچنین برای وقتی که کسی در خانواده فوت میکنه . که یکی از ۳ تا از مهمترین لحظات در زندگی آدم محسوب میشه . موقع خواب هم گوش میدن که بعضی ها فکر میکنن نوعی بی ادبی هست که البته نیست .(م: مثل من... يانی با اين حرفش نشون داد که واقعاْ يک روانشناس قدرتمند هست). درست قبل از اینکه به خواب بری ، در آسیب پذیر ترین لحظه قرار داری . و تو کسی رو با خودت به خواب نمی بری . میدونی که ؟ و ظاهرا روح من در آهنگ هایم هست . من با موسیقیم جایی نمیرم

یانی مهمان ماست . ما برمیگردیم . جایی نرید

 

Yanni's Spring 2004 ترجمه قسمت دوم مصاحبه یانی

سلام

اميدوارم که همه سرحال و شاداب وتروتازه باشيد...

هر کسی خبر جديدی از يانی داره می تونه پيغام بذاره که من توی وبلاگ و سايت بگذارم...

يانی تور ۲۰۰۴خودش رو شروع کرده تقريباْ از ۴ ماه مارس تا ۴ روز ديگه يعنی ۸ آپريل اين تور ادامه داره... توی اين مدت يانی هر روز در يک شهر کنسرت برگذار ميکنه که روی هم رفته در ۲۸ شهر بايد کنسرت برگذار بکنه!! که آخرين کنسرت در شهر بايتيمور برگذار ميشه...

 

 

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

ترجمه قسمت دوم مصاحبه يانی:

یک ساعت با یانی در این قسمت از برنامه ی زنده کینگ . چرا کیبورد (کیبورد تو ایران به اسم ارگ شناخته میشه) ؟ چرا اون رو یه ساز طلقی میکنی ؟

کیبورد ، اول از همه پیانو یک نوع ساز کامله . میدونید، شما میتونید ... شما میتونید واقعا یک آهنگ رو با اون بشنوید .

بیشتر توضیح بده...

بله . میشه . اما سینتی سایزر ها از اون اول بسیار مورد علاقه ی من بودند. بخاطر میلیون ها صدا که انواع مختلف طراحی میشه روشون انجام داد .اینطوری فکر کنید که در دوران قدیم هر وقت ما به صدای تازه احتیاج داشتیم ،مجبور بودیم یک ساز جدید بسازیم.

(سینتی سایزر یک نوع خاص کیبورد هست که وظیفه ی اون فقط ساخت و ادیت صدا هست . و نمی تونه ریتم رو پخش کنه)

شما میدونید که چند سال ، چند هزار سال طول کشید تا پیانو کامل شد و وسعط داده شد. ولی الان همراه یک وسیله ای که سینتی سایزر نامیده میشه ارائه میشه که میتونه انواع تغییرات رو بپذیره . شما میتونید میلیون ها صدا رو در فقط چند ثانیه اگه مهارت داشته باشید بسازید . اما فقط یک مشکل وجود داره (اونم چه مشکل بزرگی) اونم اینه که اونها خیلی طبیعی و حس آمیز نیستند . کمی به سردی و بی روحی گرایش دارند و این دلیل اینه که من از ارکست سمفونی استفاده میکنم . 

به عبارت دیگه بیشتر مردم که سینتی سایزر استفاده میکنن . ازش به جای یک ارکستر بزرگ استفاده می کنند.

ولی اونها(سینت ها) میتونند صدا های دیگری بسازند .ودر عوض شما یک ارکست بزرگ اضافه میکنید . 

 

درسته . شما نمی تونید چیزی رو به جای ارکست سمفونی بگذارید . نمی تونید ساخته دست بشر رو تعویض کنید . یک ساز آکوستیک (مثل پیانو گیتار ساکسیفون فلوت ویولون و .....) خیلی پرمعنی هست و درونش پر از احساس هست . کیبورد ها هنوز اونقدر پیشرفت نکردن .

میتونی به ما بگی چطوری ، وقتی نمی تونی موسیقی رو بخونی ، قادر هستی برای فلوت تنظیم کنی ؟

آسان . تو فلوت رو تو ذهنت میشنوی . اونو میشنوی . تو صدا رو میشنوی .

بعد تو باید با فلوتیست (نوازنده ی فلوت) ملاقات کنی ، فلوتیست همونیه که فلوت می نوازه ، درسته ؟

فلوتیست من فوق العاده هست . اسمش پیتر یوستاچ هست . فکر میکنم یکی از بهترین های جهان هست اگر که بهترین نباشه . اون گوش موسیقی قوی داره و برقراری ارتباط من باهاش بسیار سریع هست . احتیاجی به کاغذ نیست . اون کلاسیک و اصولی آموزش دیده و میتونه (موسیقی رو) بخونه اما ترجیح میده که نخونه.

میام اینجا ( منظور اینجای فرضی هست) ، اینو مینوازم و بووووم ، اون به سرعت اونو درک میکنه . هیچ تبدیل و ترجمه ی اضافی نیاز نیست . مثل اینه که من انگلیسی صحبت کنم . اونم انگلیسی رو متوجه میشه . در ازای صحبت کردن من به انگلیسی اون به چینی ترجمه میشه و دوباره به انگلیسی

آیا تا حالا فکر کردی که ای کاش تحصیلات کلاسیک موسیقی داشتی ؟ وقتهایی بوده که بخوای بیشتر بدونی ؟

چیزی نیست که من بخواهم بدونم جز اینکه دوست دارم خود آموخته باشم (خودم یاد بگیرم) من دوست ندارم که بهم بگن چطوری هست یا چه شکلی باید باشه . به هر حال تو این زمینه در زندگیم خوشحالم که هیچ وقت به مدرسه برای موسیقی نرفتم چون واقعا نمی دونم کدوم راه ، راه درستی برای یادگیری موسیقی هست .

اما من به اندازه ای که میشد طی این سالها آموختم ، یاد گرفتم و میدونم چقدر بیشتر از این هست که باید یاد بگیرم .خوشحالم که جهت ومسیری وجود نداشت. شخصی نبود که به من در سن 7 سالگی بگه که انگشتاتو این طوری روی پیانو بزار نه اونطوری . و این شکلی آهنگ نزن ، این شکلی بزن . خوشحالم که من این قوانین و مقررات رو ندارم .

و انتخاب ... چند نفر همراه تو کار میکنن ؟ 

نوازندگان منظورتون هست ؟ 

همگی . چند نفر روی صحنه هستند ؟

حدود 45 نفر

و این خوانندگان رو هم شامل میشه ؟

بله

همه اونها روتو انتخاب کردی ؟

 

بله 

آیا اونها همراه تو سفر میکنن یا از موزیسین های محلی استفاده میکنی ؟ 

نه ، من نمی تونم از موزیسین های محلی استفاده کنم چون این یک کنسرت بسیار تخصصی هست .

شرح بده...

کسی از ارکست سمفونی نیو یورک ممکنه که مدتی خاصی رو با تو باشه

اونا ممکنه 2 هفته وقت لازم داشته باشن قبل از اینکه آموزش ببینن و با آهنگ و روند کار تنظیم بشن . هر سازی جدا گانه صدا برداری میشه . تمام ویولون تک ، هر ابوئه ، هر سلو ، همه چیز جدا هست . و هر نوازنده ای هدفون داره . این روشی هست که همدیگر رو مونیتور میکنن (کنترل میکنن) .. نمی خواهم زیاد وارد مسائل تکنیکی بشم .  

خیلی جالب و سحر آمیزه

این یک کنسرت کاملا گروهی هست . و نتیجه اش اینه که شما میتونید یک ارکست سمفونی رو در جایی جز محل سنتی اون داشته باشید و قادر هستید اونو به گوش 000 20 نفر برسونید و قدرت شگرفی هم داشته باشید . 

کاری که من کردم این بوده که درامز و پرکاشن و گیتار باس که ریتم بیشتری رو به وجود میارن اضافه کردم و کیبورد که به شما صدایی رو میده که ارکست نمی تونه . پس کاری که من کردم این بوده که sound picture رو پایه ریزی کردم .

اما تو باید پول زیادی رو خرج کنی ، نه ؟ باید تمام اونها رو جابجا کنی ؟

بله . در حال حاضر 102 نفردرحال سفر هستند .

چند کنسرت توی سال بر پا میکنی ؟

نمی دونم . ما الان پنچ شهر در هفته رو داریم . 6 هفته مونده و 2 هفته هم گذشته .

چرا 18 ماه ؟

نمیدونم . من مشغول نوازندگی بودم .

زمان زیادیه

بله . زمان زیادی هست . موزیسین های ارکست 7 سال طول کشیدن تا از جاهای مختلف جمع آوریشون کردم . پیدا شون کردم و دور هم جمعشون کردم . و باهاشون کار کردم . پیکر بندی سختی بود برای اینکه برای مدت زیادی با هم باشن . اونها از تمام جاهای دنیا هستن . روسی، یکی از چین، ژاپن،استرالیا، پرو ، ونزوئلا ، کوبا ، یک یونانی هم هست . یک ایتالیایی ....

 

يک يادگار یونانی؟

بله . افراد مختلفی ....

آیا تو به اونها برای مدتی معلومی تضمین میدی تا اونها همراه تو بمونن ؟

بله . مجبورم . اما چیزی که مهمه برام صدایی هست که اون گروه بوجود میارن و قلب این باند چیز خاصی است که من مثل خیلی از مردم تا جایی که ممکنه بهش احتیاج دارم و می خواهمش

در مورد این آلبوم . عنوان آلبوم یعنی تریبیوت(پیشکش) رو بیشتر شرح بده .

بسیار خوب . دو آیین و دو بنای باستانی . تاج محل و شهر ممنوعه در چین .

و اونجا محلی هست که موسیقی تو از اونجا سرچشمه میگیره یعنی مکان هایی که برای این آلبوم اونجا بودی ؟

این مکانها در انتظار من بودند. دونستن اینکه تو میتونی در هند باشی ، روی من اثر میزاره . با روش موسیقی من آمیخته شده . و همین طور در مورد چین . این دو مکان برای من مکان هایی رویایی هستند .من نه در هند بودم و نه در چین . و هند کشوری هست که محل تولد بسیاری ار فیلسوفان و مهد بسیاری از ادیان دنیا هست .

چطوری برای آهنگ هات اسم انتخاب میکنی ؟

با مشکل فراوان ...

ادامه دارد...

 سایت اصلی یانی:www.yanni.com

نوشته شده در شنبه 1389/06/13ساعت 23:59 توسط mari|


آخرين مطالب
»
» زندگی نامه سامول یروینیان
» درباره یانی
» عکس هایی از یانی
» زندگی نامه یانی

Design By : Pichak